مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

تومان

 

🎎مجسمه Sylvanas Windrunner

🗄️منبع: World of Warcraft

DC Unlimited World of Warcraft: Series 6: forsaken Queen: Sylvanas Windrunner Action Figure

🔐آکبند و پلمب

📖ورق بزنید

⁦✔️⁩ ضمانت اصالت کالا

🛵تحویل فوری در تهران

📦ارسال با پست پیشتاز به سراسر‌ کشور

📐20 سانت ارتفاع

🧩همراه با پایه Diorama

🧸کیفیت : عالی

✔️ اوریجینال برند Dc Unlimited با لایسنس Blizzard

🛒فروش به صورت تک

💸برای سفارش و اطلاع از قیمت ها لطفا فقط از طریق واتساپ یا دایرکت یا سایت اقدام کنید

📞09125355718 شماره تماس برای مشاوره

برای خرید مجسمه های بیشتر اینجا کلیک کنید .

در انبار موجود نمی باشد

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس
مقایسه
, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برند : ,
اشتراک گذاری کنید:
Print this page
Print
Email this to someone
email
Share on LinkedIn
Linkedin
Tweet about this on Twitter
Twitter
Pin on Pinterest
Pinterest
Share on Facebook
Facebook

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

زمانی که ژنرال تکاور سیلورمون(silvermoon) سیلواناس ویندرانر (silvanas windrunner) توسط شوالیه ی مرگ (death khight) کشته شد و به عنوان نامیرا (undead) به زندگی برگردانده شد , بعد از این که دو مرتبه ازادی خودش را بدست اورد , علیه لیچ کینگ و اسکورج (scourge) شورش کرد.و بنیان گذار فورسکن از نژاد undead شد که با هورد هم پیمان شدند. او خودش را بانوی تاریکی نامید ، ملکه ی فورسکن که توسعه یافته ی اسم اصلی او یعنی ملکه ی بانشی ( banshee : روح مونثی که پیام اور مرگ است) .
سیلواناس رهبر فورسکن و هورد در قلرو های شرقی و یک نابغه ی نظامی است. خواهر وسط الریا (alleria) و وریسا (veressa) ویندرانر و ژنرال تکاور الف های برین قلمروی کوئل تالاس(quelthalas) است. زمانی که آرتاس به کوئل تالاس حمله کرد ، او شجاعانه در برابر آرتاس جنگید. ولی در زمان سقوط سیلورمون آرتاس او را به عنوان یک خدمتگذار undead دوباره زنده کرد ( برای انتقام گرفتن از سیلواناس) . او نیرو های خودش را علیه اربابان وحشت( dreadlords) که لردران را تصرف کرده بودند رهبری کرد. و سرانجام حاکمیت خود را با کشتن دو تن از ناثرزیم ها(natherzim) و به زانو در اوردن سومی واریماتراس (varimathras) اثبات کرد .
او نیرو های خوداگاه خود از undead را فورسکن نامید و خودش را ملکه ی ان ها اعلام کرد. تحت فرماندهی او فورسکن اداره میشد اما نه تنها برای دفع اسکورج بلکه جهاد سرخ (scarlet crusade ).
او سلطه ای مطمئن در رهبری, استراتژی نظامی و کمان داری داشت. وی همچنین در جادوی شیطانی ماهر دارد. سیلواناس بهترین کمان دار ازراث است . او کمان بلند سان استایدر ( sunstider) را به خوبی به کار می برد. ( که زمانی متعلق به dathremer sunstider بود. این کمان زمانی که سیلواناس ژنرال تکاور شد به او داده شد

زندگینامه

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

سیلواناس یک عضو از خانواده ی ویندرانر از طبقه ی الف های برین بود. هم نیا های او الریا و وریسا و حداقل دو برادر به نام های لیراث ( بنا به رمان آن سوی درگاه تاریکی ) و نام دیگری هنوز مشخص نشده است. خانواده ی او در windrunner spire و در جنگل های ارام و اسوده ی کوئل تالاس زندگی می کردند . سیلواناس به کمان داران پیوست و سرانجام رهبرآنان شد. وی همچنان پیشرفت کرد و به درجه ی ژنرال تکاور سیلورمون دست یافت (رهبر نظامی همه ی الف های برین الون)

جنگ دوم

در جریان جنگ دوم الف ها در ابتدا گروه اندکی را برای متحدین(alliance) فرستادند . اگرچه خواهر بزرگ سیلواناس _آلریا_ رهبری جوخه ی تکاوران را به خوبی انجام داد . کمی بعد جنگل های کوئل تالاس به طرز اسرارامیزی شروع به سوختن کردند. سیلواناس و تکاورانش رفتند تا علت را کشف کنند. او هنگامی به دو خواهرش رسید که توسط عده ای از ترول های جنگلی تعقیب می شدند ، به سرعت ترول ها را به قتل رسانید. الریا ، سیلواناس را از آمدن هورد ارک ها باخبر کرد و این که آن ها بودند که کوئل تالاس را توسط اژدها سوزاندند. سیلواناس و افرادش به سرعت حرکت کردندتا این که ارک ها را پیدا کردند و آن ها را بین خود و متحدین به دام انداختند. جنگ مدت زیادی به طول انجامید اما در نهایت هورد کوئل تالاس را ترک کرد . سیلواناس در جنگل باقی ماند تا باقیمانده ی ارک ها را شکار کند. مدت کمی بعد , هورد شکست خورد ، دروازه ی تاریک بسته شد و جنگ دوم به پایان رسید.

هجوم اسکورج

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

بعد از این که الف های برین از متحدین جدا شدند،سیلواناس و افرادش نخستین محافظان در برابر هر گونه تجاوزی به سیلورمون بودند.بعد از آن با وجود ترول جنگلی _مورلاک_ یا گنول (gnoll )، سیلواناس هر چند وقت یک بار حرکت کوچکی از آن ها می دید. آرامشی صلح آمیز جنگل را احاطه کرده بود. اما او به هر حال در جنگل باقی ماند و همواره گوش به زنگ بود. می دانست که این صلح حتی در بهترین حالت نیز ناپایدار است.
ترس های او زمانی به واقعیت پیوست که آرتاس _خیانتکار لردران_به طور غیر منتظره ای با ارتشی عظیم از undead پشت سرش به دروازه ی کوئل تالاس رسید. آرتاس به روستاهای دور از مرکز حمله کرد .سیلواناس و سپاهش علیه او حمله کرد . سپاه عظیم و خستگی ناپذیر آرتاس همیشه او را در موقعیت عقب نشینی قرار می داد . آرتاس بی رحمانه تا دروازه ی الف ها پیش رفت. او هر الفی که بر سر راهش قرار می گرفت را می کشت . و در نهایت با وجود تلاش های زیاد سیلواناس آرتاس به دروازه ی بیرونی الف ها رخنه کرد . سیلواناس به افرادش دستور داد تا سریعا به دروازه ی داخلی عقب نشینی کنند، که تنها با استفاده از کلید سه ماه امکان پذیر بود به آنجا راه پیدا کرد. این کلید توسط کریستال ماه کنترل میشد . سیلواناس پلی را که به دروازه ی داخلی راه پیدا می کرد را خراب کرد اما با وجود تلاش های دلیرانه ی او ،آرتاس کلید سه ماه را پیدا کرد و دروازه ی داخلی الف ها را نابود کرد. دیگر هیچ چیز مانع رسیدن او به سیلورمون نبود. سیلواناس نیرو های خود را جمع کرد تا به سیلورمون هشدار دهد اما آرتاس همه ی راه ها را مسدود کرده بودو هر پیغام رسانی راکه او فرستاد کشت. سیلواناس به مقاومت خود ادامه داد اما سرانجام مستقیما مورد هدف قرار گرفت.آن دو با هم جنگیدند اما سیلواناس توسط یک تیر مرگبار زخمی شده بود.

سیلواناس یک بانشی بدون فکر

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

داستانی که توسط الف های برین ارایه شده از این قرار است که ژنرال تکاور در جنگی علیه سپاه undead و در دفاع از کوئل تالاس مرده است و بدن او در آتشی که نیمی از کوئل تالاس را سوزاند به خاکستر تبدیل شده است.
اما داستان واقعی کاملا متفاوت بود . سیلواناس کشته نشده بود. بلکه تسخیر شده بود، به سختی به زندگی متصل بود. سیلواناس ویندرانر به دنبال آرتاس به معبد تاریک او برده شد. او اعتراض کرد. میگفت که لیاقت یک مرگ پاک را دارد . اما آرتاس مجبور بود در هر مرحله از کارش با او بجنگد. آرتاس در پاسخ به او گفت که به خاطر بلا هایی به سرش آورده مرگ پاک آخرین چیزی است که ممکن است به او دهد.او شکنجه شد ناقص شد و در نهایت برای خشنودی آرتاس کشته شد. آرتاس روح او را بی حرمت کرد ، روح و بدنش را فاسد کرد و او را به عنوان گردبادی از عذاب و کینه و تنفر به زندگی بازگرداند. بدین ترتیب سیلواناس ویندرانر نخستین بان شی الف های الون شد. سیلواناس اکنون یک بان شی undead و یک برده ی کامل و مطلق لیچ کینگ شده بود. او به خوبی آرتاس را در حمله اش علیه سیلورمون محبوبش یاری کرد تا دریاچه ی خورشید (sunwell) افسانه ای را برای اسکورج بدست اورد. بدن خرد شده ی او توسط آرتاس در یک تابوت آهنی نگه داشته شده بود. به عنوان یک راه برای عذاب بیشتر تکاور. سیلواناس یکی از ژنرال های اصلی آرتاس شد. و با کل تازارد (kelthazard) زیر نظر اربابان وحشت باقی ماند. اربابان وحشت در لردران مستقر شده بودند تا از آن به نام لژیون محافظت کنند. زمانی که آرکیماند در جنگ کوهستان هیجال شکست خورد سیلواناس توسط کل تازارد سریعا از این خبر آگاه شد. چند ماه بعد اربابان وحشت هنوز درباره ی شکست اربابانشان، بالنازار ، دثراک و واریماتراس بی خبر بودند. سه ارباب وحشت اصلی که لردران را سرپرستی می کردند زیر نظر چشمان هشیارسیلواناس گرد هم آمده بودند. در زمانی که آرتاس به صورت جدی به قلعه حمله کرده بود،جدا از سفرش به کالیمدور. آرتاس آنها را از ضعیف شدن لژیون و نیتش برای برای گرفتن کنترل اسکورج آگاه کرد.اربابان وحشت فرار کردند. آنها خودشان را بی حرمت کردند اما میلی برای جنگیدن با آرتاس نداشتند. آرتاس به خدمتکارانش رسید و به آنها دستور داد که لردران باید خالی از حیات شود به خاطر تکریم نرزول.
به هر حال کل تازارد به او خبر داد که انسان های آواره شروع به فرار کردن به خارج از روستا هایشان کرده اند و این می تواند راهی برای فرار آنها به راه های کوهستان شود وبعد از این دنبال کردن آنها غیر ممکن خواهد شد آرتاس و دو ژنرالش در سه راه خروجی ممکن برای فرار قرار گرفتند تا مطمئن شوند که هیچ انسانی نمی تواند از محاصره ی آنها جان سالم به در برد با وجود تلاش های زیاد داگرن ارک کش (dagren orcslayer) و افرادش، سیلواناس بان شی های خود را در نبردی علیه انسان های فراری رهبری کرد. وی روستا های باقی مانده در منطقه ی خود را ویران کرد. و همچنین انسان هایی را که قصد فرار داشتند به قتل رسانید.تکاور تاریکی (the dark ranger)

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

نرزول ضعیف شده بود و کنترل ذهن سیلواناس و عده ای بانشی های او را از دست داد. او این مسئله را در حین خدمتش به آرتاس و کل تازارد از آنها مخفی نگاه داشت. اربابان وحشت با سیلواناس ارتباط برقرار کرده و علت این مسئله را به او گفتند. و یک دیدار مخفی را با وی ترتیب دادند. آنها به او گفتند که قدرت نرزول و در نتیجه آرتاس رو به کاهش است. ناثرزیم ها می خواستند از این فرصت استفاده کرده و کنترل لردران را به دست بگیرند. سیلواناس به طور آزمایشی موافقت کرد تا با آنها همکاری کند. اربابان وحشت نقشه کشیدند تا آرتاس را در پایتخت بکشند. ولی سیلواناس یک نقشه ی احتمالی در مورد فرار آرتاس کشید. او با بانشی هایش نقشه کشید که آن ها اظهار وفاداری با آرتاس کرده و او را به داخل جنگل بکشانند، جایی که سیلواناس در انتظار او خواهد بود. بعد از این که آرتاس از دام اربابان وحشت جان سالم به در برد و به پایتخت فرار کرد، خواهران وفادار سیلواناس او را در مکان مورد نظر آورده و محافظانش را کشتند. سیلواناس آنچه می خواست را بدست آورد.سپس با استفاده از توانایی هایش به عنوان یک بانشی موفق شد بدنی را که در زمان حیات متعلق به او بود را بازیابد. اکنون او یک undead دارای جسم بود. او به صورت پنهان و با کمانی که در استفاده ی از آن مهارت داشت ، آرتاس را زخمی کرد( تیری زهر الود که او را فلج و سست می کرد). آرتاس از خیانت او به شدت خشمگین شد و از او خواست تا کارش را تمام کند. اما سیلواناس از این کار سر باز زد و خواست او نیز همانند خودش زجر بکشد. سیلواناس می خواست تا کار وحشتناک خود را آغاز کند که کل تازارد رسید و مداخله کرد. بانشی های سیلواناس را کشت و او را وادار به فرار کرد.
او به بدن خودش باز گشته بود. می دانست که دنیای طبیعی هرگز به خواسته های او پاسخ نخواهد داد بنابراین به هنر هایی که برای او از بقیه طبیعی تر بود بازگشت: necromancery(غیب گویی از طریق ارتباط با مردگان) سپس او آموزه هایی را که به عنوان تکاور الون اموخته بود را به شیوه ی دیگری به کار برد. به این ترتیب تکاوران تاریکی متولد شدند.

ملکه ی فورسکن

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

آرتاس که از طرف لیچ کینگ احضار شده بود ،به سمت سرزمین های شمالی حرکت کرد. سیلواناس و خواهرانش آزاد شده بودند اما سیلواناس هنوز هم در عذاب بود . با وجود آزاد شدن از کنترل ذهن نرزول، او و خواهرانش هنوز هم در ظاهر هیولا هایی زشت و کریه بودند. افکارش زمانی که واریماتراس را دید قطع شد.اربابان وحشت از بانشی خواستند تا به او و برادرانش بپیوندد و از آنها اطاعت کند. اما سیلواناس حاضر نبود آزادی که به تازگی بدست آورده بود را از دست بدهد. سیلواناس به آنها گفت که پشتیبانی او تمام شده و خواست تا خود به تنهایی عمل کند. واریماتراس به او هشدار داد که کسانی که عضوی از این سرزمین نبوده اند بیرون خواهند شد ، به همین دلیل بهتر است که او حکمران جدید این سرزمین را نرنجاند. سیلواناس یک دنده بود. اما زمانی که واریماتراس رفت او می دانست که جنگ حتمی است و او و بانشی هایش و تعداد کمی undead که در خدمت او بودند حتما در جنگ شکست خواهند خورد. او نیاز داشت که یک ارتش بدست آورد.
سیلواناس حین جست و جو در سرزمین های اطراف موجودات زیادی را یافت که می توانستند به خوبی به او خدمت کنند. همچنین با وجود بانشی هایش آنها گزینه ی دیگری برای انتخاب نداشتند. وی بانشی هایش را فرستاد تا mug’thol رهبر اوگر های محلی ، blackthorn رئیس راه زن ها ، snarlmane فرمانده ی gnoll و مورلاک را تسخیر کنند. آنهایی که با او همکاری نکردند کشته شدند. با این همه هم پیمان شکست واریماتراس بسیار آسان بود. اما بعد از این که سیلواناس او را شکست داد ، وی برای زنده ماندنش شروع به التماس و لابه کرد. وی می گفت که به خوبی به سیلواناس خدمت خواهد کرد. او تاکتیک های برادرانش و این که پایگاه هایشان کجا واقع شده است را می دانست. سیلواناس می دانست که اعتماد کردن به این موجود خائن یک ریسک است اما با خود فکر کرد که توانایی لازم برای کنترل کردن او در جهت رسیدن به اهدافش را دارد. با کمک واریماتراس آنها علیه نیرو های دثراک (dethroc) به راه افتادند. دثراک انسانی به نام garithos و افرادش را دست نشانده ی خویش کرده بود و از آنها برای محافظت از خودش استفاده می کرد. سیلواناس افراد او را تسخیر کرد و زمانی که آنها خواب بودند ، به سمت پایگاه آن دو رفت و هیچ کس را پشت سرش زنده نگذاشت.وقتی آنها از خواب بیدار شده و اعلام خطر کردند که دیگر خیلی دیر شده بود. سیلواناس انسان ها را ناتوان و نیروهای دثراک را از بین برد و در نهایت نزد خود دثراک رفت و سریعا او را نیز کشت. با مرگ ارباب وحشت garithos از کنترل ذهن او آزاد شده بود. سیلواناس متوجه شد که او فردی بسیار مغرور و ابله است. ولی سیلواناس می توانست به خوبی از او استفاده کند. او دروغ گفت و قول داد که پایتخت او را در صورتی ترک خواهد کرد که او را در کشتن بالنازار(balnazzar) یاری کند.
garithos از دروازه ی جنوبی و سیلواناس و واریماتراس از دروازه ی شمالی حمله کردند. با وجود هم پیمانان شیطانی ارباب وحشت ، نیرو های او نابود شد و سیلواناس به عنوان آخرین تست وفاداری از واریماتراس خواست تا بالنازار را بکشد. واریماتراس که شوکه شده بود گفت که برای یک ناثرزیم ممنوع است که ناثرزیم دیگری را بکشد. ولی سیلواناس از واریماتراس خواست تا وفاداریش را ثابت کند. واریماتراس اطاعت کرد و بالنازار را کشت. با این حال چه بر اساس نقشه ی قبلی و چه به طور اتفاقی بالنازار زنده ماند.بعد ها او به عنوان رهبر جهاد سرخ دوباره پدیدار گشت. واریماتراس چندان بی میل نبود وقتی که سیلواناس به او دستور داد تا همین کار را با garithos انجام دهد.
با وجود نابودی همه ی این دشمنان ، سیلواناس به واریماتراس اعلام کرد که آنها سرزمین طاعون زده ی فورسکن را فرمانروایی کرده و به دنبال سرنوشت خودشان خواهند رفت و هیچ کس نمی تواند بر سر راه آنها قرار گیرد.
شایعه شده است که سیلواناس به سرزمین های شمالی رفته است. اما مشخص نیست که او برای نبرد با لیچ کینگ به آنجا رفته و یا این که نقشه ی پلید تری داشته. شایعه است که او میخواهد یک شهر ترک شده (فورسکن) در آنجا نیز برپا کند. در هر حال وی کارهایش را به طور مبهمی انجام می دهد و حتی قابل اعتماد ترین افرادش هم از انگیزه ی او بی خبرند.

مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس

منبع : http://ladysylvanas.rozblog.com/post/1

فرانچایز

Gaming

اندازه

20cm

نظرات

هیچ دیدگاهی هنوز وجود ندارد.

اولین کسی باشید که به دیدگاه “مجسمه Sylvanas Windrunner سیلواناس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصول به سبد خرید شما اضافه شده است.

ادامه خرید مشاهده سبد خرید